محمد تقي جعفري
10
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مراحل دو گانهء شهادت براى هر شهيدى مىتوان سه مرحله را تصور نمود : مرحلهء يكم - دوران زندگى معمولى . در اين مرحله شخصيت شهيد مانند هر انسانى ديگر ، هدفهايى را براى خود انتخاب و در راه وصول به آنها تلاش مىنمايد . لذايذى دارد و آلامى ، پيروزيهائى دارد و شكستهائى ، و بطور خلاصه انسانى است زنده و در راه ادامهء زندگى هرگونه شرايط مناسب را مىجويد و با هرگونه عامل مزاحم ادامهء زندگى مبارزه مىنمايد . البته نمىگوئيم هر فردى كه پايان زندگيش به شهادت ميانجامد ، راه شهادت را از همين مرحله انتخاب مىكند . ولى مىتوان با تحليل صحيح در شخصيتهايى بزرگ كه زندگى خود را با شهادت به پايان مىرسانند ، تا حدودى مسير آنان را در ارزيابى زندگى و مرگ تشخيص داد . سرتاسر زندگى على بن ابي طالب عليه السلام ، چنان با ارزيابى همه جانبه در بارهء زندگى و مرگ و هدف اعلاى حيات گذشته است كه مىتوان گفت : هر لحظه اى از زندگى او مركب از دو عنصر حضور در طبيعت و حضور در بارگاه الهى بوده است . به همين جهت است كه بايد گفت : انسانهايى بنام على بن ابي طالب و حسن بن على و حسين بن على عليهم السلام و آنان كه حقيقتا پيروان آنان مىباشند ، حتى در حال شديدترين ارتباط با طبيعت ، در حال شهادت بسر مىبرند . امير المؤمنين ( ع ) مىگويد : « مرگ براى من چيز تازه اى را كه ناگوار باشد نشان نداده است . » « سوگند به يزدان پاك هيچگونه پروائى ندارم كه من به طرف مرگ حركت كنم يا مرگ بر من وارد شود » ، « قسم به خداوند بزرگ ، فرزند ابي طالب به مرگ مأنوستر است از كودك شيرخوار به پستان مادر » لذا درست است كه امير المؤمنين و امام حسن ( ع ) در ميدان كارزار رسمى در ميان صفآرائىهاى طرفين شهيد نشدند ، ولى با نظر به شدت ناملائمات و گرفتارى آن دو بزرگوار در ميان خود كامكان خودخواه و فريبخوردگان